regurgitation
برگشت خون
کلمات مشابه

regvlarity
ترتيب ،نظم ،انتظام ،مطابقه با قواعد

rehabilitant
نوتوان

rehabilitate
سالم کردن , اعاده کردن , توانبخشي کردن , اعاده حيثيت کردن

Rehabilitate
توان بخشیدن ،‌بازسازی کردن

Rehabilitate
توان بخشیدن ،‌بازسازی کردن

rehabilitation
نوتواني , توانبخشي , توان بخشي

rehabilitation training center
علوم نظامى : مرکز اموزش بازاموزى زندانيان جنگى دشمن

rehash
تعمير کردن ،بحث هاى قديمى را دوباره بصورت جديدى مطرح کردن ،تکرار مکررات ،چيز تکرارى

rehashing
کامپيوتر : روند پر شدن يک جدول درهم

rehear
دوباره شنيدن ،تجديد نظرکردن در

rehearing
جلسه دادرسى مجدد،تجديد جلسه دادگاه

rehearsal
تمرين , تمرين نمايش

rehearse
تمرين کردن

rehearser
تمرين کننده

reheating furnace
علوم مهندسى : کوره ملتهب

معنی regurgitation به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی