کلمات مشابه

regvlarity
ترتيب ،نظم ،انتظام ،مطابقه با قواعد

rehabilitant
نوتوان ،بيمار يا معلول در حال نوتوانى

rehabilitation training center
علوم نظامى : مرکز اموزش بازاموزى زندانيان جنگى دشمن

rehash
تعمير کردن ،بحث هاى قديمى را دوباره بصورت جديدى مطرح کردن ،تکرار مکررات ،چيز تکرارى

rehashing
کامپيوتر : روند پر شدن يک جدول درهم

rehear
دوباره شنيدن ،تجديد نظرکردن در

rehearing
جلسه دادرسى مجدد،تجديد جلسه دادگاه

rehearse
گفتن ،تمرين کردن ،تکرار کردن

rehearser
تمرين کننده

reheating furnace
علوم مهندسى : کوره ملتهب