repulsive
تنفر آور , متنفر کننده , زننده , تنفر آميز
کلمات مشابه

repulsively
بطور زننده يا دافع

repulsiveness
زنندگي

repurchase
باز خريدن , بازخريد

repurchase price
بازرگانى : قيمت بازخريد

reputability
قابليت اشتهار , نيکنامي

reputable
قابل شهرت , نيکنام , خوشنام , قابل اطمينان

reputably
بطور معتبر يا مشهور

reputation
عرض , شهرت , آوازه , آبرو , اشتهار , اسم و رسم , خوشنامي

repute
آوازه داشتن

reputed
مشهور

reputedly
در نظر مردم ،بطور مشهور

request
ملتمس , اجازه خواستن , مسئلت کردن , تمنا , استدعا کردن , تقاضا نمودن , درخواست , درخواست کردن , مسئلت , تقاضا , استدعا , طلب , خواهش کردن , رو انداختن , تقاضا کردن

request for price quotation
کامپيوتر : درخواست مظنه قيمت

request for proposal
کامپيوتر : تقاضا براى پيشنهاد

request signal
علامت درخواست

معنی repulsive به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی