riding
لنگر گاه , سواري
کلمات مشابه

riding habit
جامه سوارى زنانه

riding on
سوار بر

riding slip
علوم دريايى : خفت احتياطى

rieke diagram
الکترونيک : نمودار ريکه

riesling
شراب سفيد

rife
شايع ،پر،مملو،فراوان ،عادى ،زياد،عمومى

rifeness
شيوع ،فراوانى ،پرى

riff raff
توده( پست) ،ارازل

riffle
خميدگى ،کمى عمق رودخانه که موجب تقسيم اب گردد،اب جارى در قسمت کم عمق رود،بر زدن

riffraff
اشغال ،ته مانده ،زيادى ،توده ،انبوه

rifle
عده تفنگدار , تفنگ

rifle clasp
علوم نظامى : نشان تيراندازى يا مدال تيراندازى

rifle grenade
علوم نظامى : نارنجک تفنگى

rifle sling
علوم نظامى : بند تفنگ

rifle-gun
تفنگ خان دار

معنی riding به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی