کلمات مشابه

ring with
منعکس کردن

ringbolt hitching
علوم دريايى : خفت حلقوى

ringbone
(دامپزشکى )استخوان زائد بخولق اسب که سبب لنگى ان است

ringdove
(ج.ش ).قمرى ،فاخته ،کبوتر جنگلى

ringed
حلقه دار،انگشتردار

ringent
(گ.ش ).داراى دهن باز،داراى لبان برگشته

ringing
الکترونيک : حلقوى شدن

ringleader
سر دسته ،سر حلقه ،رهبرشورشيان

ringlet
حلقه زلف ،طره ،کلاله ،انگشترى کوچک

ringleted
حلقه دار،گلاله دار،مانندحلقه يا طره زلف