rough wrought
اجمالادرست شده ،طرح شده ،تنهادرمراحل نخستين درست شده
کلمات مشابه

roughage
مواد خوراکى زبر( مثل سبوس يا دانه انار)

roughcast
نماي تگرگي , اجمالا درست کردن , گل مالي کردن

roughdraw
طرح کردن

roughdry
اطو نشده

roughed stone block
معمارى : قلوه سنگ کلنگى

roughen
زبر کردن

rougher
ناهموار کننده

roughhew
درشت بريدن , ناصاف بريدن

roughhouse
بازى هاى خرکى و پر سر و صدا بين ساکنان يک اطاق ،بازى خرکى و پر سر وصدا کردن

roughing
طراحى ،سختى ،محنت

roughing roll
علوم مهندسى : پيش نورد

roughing stand
علوم مهندسى : مقام پيش نورد

roughing-in
اندودباراول

roughish
باخشونت

roughly
حدسا