scaler
بالارونده ،کسيکه مقياس بکار ميبرد،قپاندار،کوهنورد
کلمات مشابه

scaleweight
ورزش : وزنى که اسب در مسابقه تحمل مى کند

scaliness
پوشيدگى از پولک يا فلس ،جرم گرفتگى ،تورق ،پستى ،نکبت

scaling ladder
نردبان اتش نشانى ،نردبان براى بالارفتن از جاهاى محصور

scall
سعفه

scalling factor
علوم هوايى : نسبت اشل

scallion
(گ.ش ).موسير،تره فرنگى ،پيازچه ،پيازى شدن

scallop
دالبر

scalloped
معمارى : دالبرشکل

scalloper
کنگره دار کننده

scallywag
scalogram(، )=scalawagنمايش وارائه ارقام واشکال از صور ساده بصور مشکل تدريجى

scalp
فرق سر

scalp lock
کاکل

scalpel
چاقوى کالبد شکافى ،چاقوى کوچک جراحى ،باچاقوى جراحى بريدن ،پاره پاره کرد ن

scalpiform
اسکنه اي

scalping iron
استخوان تراش