کلمات مشابه

sego
(گ.ش ).پياز خوراکى زنبق

segolily
(گ.ش ).زنبق پايا

segregated
جدا شده

segregationist
جدايى گراى ،طرفدار جدايى نژاد سفيد وسياه

segregative
تجزيه طلب ،طالب جدايى ،وابسته به تفکيک وتبعيض

seguin board
روانشناسى : تخته سگن

seidlitz powder
سدليس: کارکن ملينى که از دو گرد درست ميشود

seigneur
امير،شاهزاده ،سنيور،فئودال ،اقا

seigneurial
ارباب وار

seigneury
قلمرو حکومت لرد