seismographer
زلزله نگار
کلمات مشابه

seismography
شرح زلزله , زلزله نگاري

seismologist
زلزله شناس

seismology
زلزله شناسي , لرزه شناسي

seismometer
زلزله سنج

seismometry
زلزله سنجى

seismoscope
زلزله بين

seizable
گرفتنى ،ضبط کردنى

seize
چنگ انداختن , غنيمت گرفتن , بتصرف آوردن , تصرف کردن , غصب کردن , تمسک جستن , تمسک کردن

seizin
)seisin(تصرف مطلق ،تصرف املاک ،احراز ملکيت

seizing
بهم بستن

seizure
ضبط , تصرف , گرفت

sejant
درحال جلوس

seldom
به ندرت , بندرت

select
پسنديدن , گزين کردن , نشان کردن , پسند کردن , بر گزيدن , انتخاب کردن , گلچين کردن , سوا کردن

selected
گزيده , پسنديده

معنی seismographer به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی