side
ضلع , جناح , کناره , لاپات , طرف , وجه , جانب , شقه , بغل , وجهه , کنار , پهلو , سمت , سو , جانبي
کلمات مشابه

side arm
اسلحه کمري

side effect
نتيجه جانبي , اثرجانبي

side glance
نظر فرعي , نظر اجمالي

side step
سويگام

side ward
پهلويى ،ضلعى ،از پهلو،يک برى

side weir
معمارى : سرريز کنارى

side whiskers
سبيل چخماقى

side with
طرفداري کردن

sidearm
اسلحه کمري , اسلح کمري

sideband
نوارجانبي , باندجانبي

sideboard
ميز کناري , ميز پاديواري

sidecar
درشکه چهارچرخه

sidehill
)=hillside(واقع در کنار تپه ،دامنه

sidehiller
ورزش : ضربه اى که گوى از شيب در چمن نرم سرازير مى شود

sidekick
شخص وابسته

معنی side به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی