کلمات مشابه

sleep deprivation
روانشناسى : محروميت از خواب

sleep in
(در مورد مستخدم وغيره )درمحل کار خود جاى خواب داشتن

sleep out
بيرون خوابيدن ،در محلى غير از محل کار خود خوابيدن

sleep spindles
روانشناسى : دوکهاى خواب

sleep-talking
روانشناسى : خواب گفتارى

sleep walker
خوابيده شب روان ،خوابيده رو

sleep-walking
روانشناسى : خوابگردى

sleep was lost to me
خواب بمن حرام شد

sleeper wall
معمارى : ديوار کرسى

sleepily
بطور خواب الود