کلمات مشابه

sordine
صداکردن

sore
جراحت ،جاى زخم ،دلريش کننده ،سخت ،دشوار،مبرم ،خشن ،دردناک ،ريشناک

sore throat
(طب )گلو درد

sorehead
سردرد،شخص کم ظرفيت که در اثر باخت يا شکست عصبانى ميشود،زودرنج

sorely
بشدت ،بسختى ،بسيار

soreness
دردناکى ،سختى

sorgho
()sorgo(گ.ش ).ذرت شيرين

sorgo
()sorgho(گ.ش ).ذرت شيرين

sori
خوشه هاى گرده گياهى ،خوشه هاگى

soricine
(ج.ش ).موش پوزه دراز،شبيه موش پوزه دراز