stager
ادم کهنه کار،گرگ باران ديده ،بازيگر
کلمات مشابه

stages of economic growth
بازرگانى : مراحل رشد اقتصادى

stagestruck
مسحور صحنه شده ،عاشق صحنه نمايش

staggard
گوزن نرچهارساله

stagger
تلو تلو خوردن , يله رفتن , تلوتلو خوردن , گيج خوردن

staggered
معمارى : شطرنجى

staggered form
شيمى : شکل نامتقابل

staggered riveting
علوم مهندسى : پرچکارى يک در ميان

staggered tuning
الکترونيک : ميزان سازى رديفى

staggerer
)=staggery(تلوتلوخور،گيج

staggering
تلوتلو

staggering of brushes
الکترونيک : همپوشانى زغالها

staggy
داراى علائم ونشانه هاى نر

staghound
(ج.ش ).تازى شکارى

staging
برصحنه آوري

staging base
علوم نظامى : پايگاه تجديد سوخت يا بارگيرى مجدد يا جابجا کردن کالاها در کشتى يا هواپيما

معنی stager به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی