subsiding
فرونشاني , نشست , فروکش
کلمات مشابه

subsidization
کمک مالى

subsidize
کمک خرج دادن

subsidy
کمک مالي , کمک هزينه

subsist
گذران کردن

subsistence
وسيله معيشت , خرجي , معاش , امرار معاش , گذران

subsistence allowance
مد د،معاش

subsistence department
اداره کارپردازى وخواربارارتش

subsistence economy
بازرگانى : اقتصاد معيشتى

subsistent
اعاشه کننده ،مدد معاش بگير

subsittution effect
قانون ـ فقه : اثر جانشينى

subsoil
شخم عميق زدن

subsoil irrigation
معمارى : ابيارى زيرزمينى

subsoil ploughing
شخم گود يا عميق

subsolar
زير افتابى ،واقع در نواحى گرمسير،در ظل افتاب

subsonic flow
علوم هوايى : جريان مادون صوت

معنی subsiding به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی