to have the legs of
تندتر رفتن از،پيش افتادن از
کلمات مشابه

to have the loan or
وام گرفتن ،قرض گرفتن

to have the pull of
برترى داشتن بر،اعمال نفوذ کردن بر

to have the run of a house
اختيار خانه اى را داشتن

to have the worse
شکست خوردن

to have two strings to one bow
با يک دست دو هندوانه برداشتن

to have up
بدادگاه بردن ،بازخواست کردن از،بدادگاه احضارکردن

to have views upon somthing
چشم ياطمع بچيزى داشتن

to havealiking for anything
ميل بچيزى داشتن ،ذوق چيزى را داشتن

to hear a case
دعوايى راگوش کردن ،درامرى دادرسى کردن

to hear any ones speech
سخنرانى( يانطق ) کسيراگوش کردن

to heave a groan
ناله کردن

to heave a ship down
کشتى رابراى پاک کردن بيک سوکشيدن يايک برکردن

to heave in sight
پديدارشدن ،نمودارشدن ،بالا امدن

to heave to
بحالت ايست دراوردن( کشى)

to heel
پيرو،فرمانبردار،تابع ،دراختيار

معنی to have the legs of به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی