کلمات مشابه

to sweep the seas
همه جاى درياراعبورکردن ،درياهارا ازوجود دشمن پاک کردن

to sweep up
باجاروب جمع کردن

to swell with pride
بادکردن ،فيس کردن ،تکبر کردن

to swing the lead
خود را به ناخوشى زدن ،از زير کار در رفتن

to switch off
خاموش کردن ،اتصال( کسى ) راباديگرى قطع کردن

to switch on
روشن کردن ،اتصال دادن ،جريان دادن ،طرف صحبت کردن

to t. a cusomer for goods
کالاى نسيه به مشترى دادن ،توگلاياردوى اعتباعجنس به مشترى دادن

to t. to account
زير account امده است

to t. up
ساختن ،جعل کردن

to tackle to
بکار چسبيدن