turmeric
زردچوبه
کلمات مشابه

turmoil
بهم خوردگي

turn
پيچ کردن , واگرديدن , پستا , پيچ خوردن , پيچ وتاب خوردن , مبدل شدن , داو , پيچاندن , چرخ زدن , پيچ دادن , بر گرداندن , مبدل کردن , نوبت , گشتن , منعطف کردن , پيچ , چرخش , چرخان , فر , چرخيدن

turn against
دشمن شدن

turn and slip
علوم نظامى : زاويه دور زدن و لغزش مسير هواپيما

turn around
دورزدن

turn around time
زمان برگشت

turn away from
رو گرداندن

turn cap
معمارى : خفه کن بخارى

turn French
فرانسوي کردن

turn in point
علوم نظامى : نقطه چرخش هواپيما از مسير تقرب در مسير تک

turn into
تبديل کردن

turn into ashes
خاکستر شدن

turn kings evidence
قانون ـ فقه : شرکاى جرم و همدستان خود را لو دادن

turn off
نقطه انحراف , خاموش کردن , نقطه تحول , محل چرخش

turn on
بجريان انداختن , روشن کردن , روشنکردن

معنی turmeric به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی