کلمات مشابه

turmoil
غوغا،ناراحتى ،پريشانى ،بهم خوردگى ،اشفتگى

turn and slip
علوم نظامى : زاويه دور زدن و لغزش مسير هواپيما

turn around time
زمان برگشت

turn cap
معمارى : خفه کن بخارى

turn in point
علوم نظامى : نقطه چرخش هواپيما از مسير تقرب در مسير تک

turn kings evidence
قانون ـ فقه : شرکاى جرم و همدستان خود را لو دادن

turn-over to the police
قانون ـ فقه : تحويل پليس دادن

turn screw
اچار پيچ گوشتى ،پيچ کش

turn the mortar (to)
معمارى : مخلوط کردن ملات

turn to
مبارزه ،عطف توجه ،مراجعه ،بکار پرداختن