کلمات مشابه

unheard of
بى سابقه ،کس نشنيده

unhesitatingly
بى درنگ ،بى تامل

unhinge
از لولا در اوردن ،مختل کردن ،باز کردن ،گشودن ،دچار اختلال مشاعر کردن

unhitch
شل کردن ،باز کردن ،ازاد کردن

unholy
نامقدس ،کفر اميز،سنگدل

unhood
سرپوش برداشتن از،اشکار کردن

unhook
از قلاب باز کردن ،شل کردن ،رها کردن

unhorse
از اسب افتادن يا پياده شدن ،اسب را از گارى يا درشگه باز کردن ،از جاى خود تکان دادن ،جابجا کردن

unhouseled
(م.م ).محروم از عشاء ربانى

unhurried
بى شتاب ،بى عجله