veiling
تور صورت
کلمات مشابه

veiling oneself
روگيري

Vein
سیاهرگ ، رگه

vein
وريد , سياهرگ , رگ دار کردن

veinal
رگي

veined
رگ دار , رگه دار

veiner
اسکنه منبت کارى روى چوب بشکل حرفv

veining
رگ بندي

veinlet
وريد کوچک , رگچه , رگ کوچک

veinstone
کلوخه فلزى ،کلوخه معدن دار،سنگ فلز

veiny
وريدي

velar
ملازى ،پرده اى ،غشايى ،ادا شده از شراع الحنک ،کامى

velarization
تلفظ کامي

velarize
حروف را از کام تلفظ کردن

velation
حجاب ،غشا

Velayaty
ولايتي

معنی veiling به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی