کلمات مشابه

veniality
قابليت اغماض

venire faciac
قانون ـ فقه : حکم احضار به محکمه

venire facias tot matrons
قانون ـ فقه : دستور تشکيل هيات منصفه اى از زنان براى زنى که مدعى ابستنى است

venisection
)venesection(فصد)fasd(،باز کردن وريد

venison
گوشت گوزن ،گوشت اهو،شکارگوزن واهو

venom
سم ،زهر مار و عقرب و غيره ،کينه ،مسموم کردن ،مسموم شدن

venomed
زهرالود،زهردار

venomous
زهر الود،زهردار،سمى ،کينه توز

venomousness
زهراگينى ،سميت

venose
وريدى ،داراى رگهاى متعددو بر امده ،پراز رگ و وريد،پر عروق