کلمات مشابه

vermiform appendix
ضميمه اعور،اپانديس

vermifuge
کرم زدا،داورى ضد کرم

vermillion
)vermilion(شنگرف ،شنجرف ،قرمز

vermin
جانوران موذى ،جانور افت ،حشرات موذى

verminate
توليد حشرات يا جانوران موذى کردن ،شپش گرفتن

verminosis
(طب )ابتلا به کرمهاى انگلى ،الودگى به کرمهاى انگلى

verminous
پر از حشرات يا جانوران موذى ،شپش گرفته

vermiparous
کرم پرور

vermis
روانشناسى : قطعه ميانى مخچه

vermivorous
کرم خوار،تغذيه کننده از کرم