کلمات مشابه

vestment
لباس رسمى(کشيش)،لباس رسمى اسقف ،لباس

vestry
نمازخانه کوچکى که متصل بکليسا ميباشد،اتاق دعا،رخت کن

vestryman
عضو نمازخانه

vesturer
(در کليسا ) رخت دار،خزانه دار

vesuvian
کبريت vesuvius وابسته به کوه اتشفشان

vet
دامپزشک ،بيطارى کردن ،کهنه سرباز

vetch
(گ.ش ).گرسنه ،ماشک ،گياهى از جنس باقلا يا نخود

vetchling
(گ.ش ).خلماش چمنى

veteran service
علوم نظامى : خدمت سربازى

veterinary
وابسته بدامپزشکى ،بيطارى