کلمات مشابه

vitamin
)vitamine(ويتامين

vitamine
)vitamin(ويتامين

vitaminize
ويتامين به غذا زدن ،داراى ويتامين کردن

vitellin
ويتلين : ماده بياض البيضى ،زرده تخم مرغ

vitelline
مربوط به زرده تخم مرغ ،زرده تخم مرغى

vitellus
زرده تخم مرغ

vitiate
فاسد کردن ،تباه کردن ،معيوب ساختن ،خراب کردن ،ناپاک ساختن ،فاسد شدن ،تباه شدن ،بلااثر کردن

vitiation
تباه سازى ،معيوب سازى ،ابطال ،تباهى ،فساد

vitiator
تباه سازنده ،مبطل

viticultural
شرابسازى ،تاک پرورى ،وابسته به موکارى