کلمات مشابه

wardress
نگهبان و محافظ زن در زندان

ware room
)warehouse(انبار کردن ،مخزن ،انبار گمرک ،انبار کالا،بارخانه

warehouse receipt
بازرگانى : رسيد انبار

warehouse stock
بازرگانى : موجودى انبار

warehouse warrant
بازرگانى : قبض انبار

warehousing system
قانون ـ فقه : روشى که به موجب ان کالاهاى وارداتى بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکى به مملکت وارد و انبار مى شود و اين عوارض در موقع عرضه براى فروش اخذ مى شود

warily
)wariness(از روى احتياط،محتاطانه ،احتياط کار،با احتياط

wariness
)warily(از روى احتياط،محتاطانه ،احتياط کار،با احتياط

warison
(م.م ).ثروت ،خزانه ،پاداش ،شيپور حمله

warless
معاف از جنگ ،بدون جنگ ،بى محاربه