wardership
زندانباني , مقام زندانبان
کلمات مشابه

wardress
نگهبان و محافظ زن در زندان

wardrobe
اشکاف لباس , موجودي لباس , صندوق خانه , اشکاف , جا رختي , جارختي

wardroom
سالنبيماران , اطاق افسران

ware
حذر کردن , کالاي فروشي

ware room
انبار گمرک

warehouse
بارخانه , انبار بزرگ , انبار , انبار کالا

warehouse receipt
بازرگانى : رسيد انبار

warehouse stock
بازرگانى : موجودى انبار

warehouse warrant
بازرگانى : قبض انبار

warehousing
انبارداري

warehousing system
قانون ـ فقه : روشى که به موجب ان کالاهاى وارداتى بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکى به مملکت وارد و انبار مى شود و اين عوارض در موقع عرضه براى فروش اخذ مى شود

warfare
جنگاوري , زدو خورد

warhead
کلاهک موشکي

warhorse
اسب جنگي

warily
از روياحتياط

معنی wardership به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی