کلمات مشابه

way on
علوم دريايى : - have way on

way port
بازرگانى : بندر سر راه

way wardness
خود سرى ،خود رايى

way worn
خسته راه ،خسته سفر

wayfarer
مسافر پياده ،رهنورد،رهرو

wayfaring
پياده روى

waylay
درکمين کسى نشستن ،کمين کردن ،خف کردن

wayless
بى راه ،بدون جاده

ways
سرسره

ways and means
طرق و وسايل انجام چيزى ،تامين معاش