کلمات مشابه

with open arms
با آغوش باز

with pictures
به روايت تصوير

with regard
جنساً

with regard to
در زمينه هاي , در زمينه , بمورد , از حيث

with respect to
از حيث

with the intention of
به قصد

withdraw
کناره جوي کردن , کنار کشيدن

withdrawal
کنارهگيري

wither
پژوليدن , افسردهشدن , پژمردن , پلاسيدهشدن , پلاسيده شدن , پژمردهکردن يا شدن , پژمرده شدن , پلاسيدن , افسرده شدن

withered
پلاسيده , پژمرده , خشکيده , پژوليده