📅 1405/07/06
👁 1 بازدید
🕒 20 دقیقه پیش
عراقچی: برای جنگ به نیویورک نیامدهایم؛ استوار میایستیم
سیدعباس عراقچی در پاسخ به گمانهزنیها: هدف ما صلح است
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، درباره حضور خود و رئیسجمهور در نیویورک تأکید کرد که سفر آنان «برای جنگ» نبوده است. وی تصریح کرد که هدف از حضور در آمریکا، فراهمکردن زمینههای صلح و دیپلماسی است؛ اما در عین حال، ایران در برابر هرگونه تجاوز «استوار خواهد ایستاد»؛ حتی اگر روند تحولات به سمت یک سناریوی بسیار پرمخاطره و «آخرالزمانی» کشیده شود.
عراقچی این اظهارات را در صفحه شخصی خود منتشر کرد و گفت که در برنامه Meet the Press شبکه NBC آمریکا نیز همین محور را توضیح داده است. او در این پیام تأکید کرد: رئیسجمهور پزشکیان و من به نیویورک نیامدهایم تا جنگ را دنبال کنیم؛ آمدهایم تا راه گفتوگو و صلح را تقویت کنیم.
دیپلماسی در کنار آمادگی برای رویارویی
عراقچی در ادامه پیام خود، بر همزمانی دو مسیر تأکید کرد: از یک سو، «دیپلماسی واقعی» در دستور کار است و از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران اگر تجاوزی رخ دهد یا فشارها به سمت درگیری پیش برود، واکنش بازدارنده خواهد داشت.
وی همچنین اشاره کرد که نگاه ایران صرفاً محدود به یک مسیر سیاسی نیست؛ بلکه کشور برای دفاع از منافع و امنیت ملی، آمادگی لازم را دارد. این موضعگیری در حالی مطرح میشود که در فضای رسانهای بینالمللی همواره درباره امکان تشدید تنشها و نیز ظرفیت گفتوگوها میان کشورها بحث میشود.
«صرفاً برای جنگ نیامدهایم»؛ پیام اصلی سفر به نیویورک
در پیام عراقچی، جمله کلیدی این بود که سفر به نیویورک برای جنگ نبوده است؛ بلکه تلاش برای ایجاد بستر صلح مطرح است. این گزاره، در عمل به عنوان یک پیام سیاسی برای مخاطبان داخلی و خارجی تلقی میشود: هم نشان میدهد ایران از مسیر مذاکره و رایزنی حمایت میکند، و هم محدودیتها و خطوط قرمز خود را پنهان نمیسازد.
اظهارات دیگر در شبکههای رسمی: ضرورت مشخص شدن جایگزین مذاکره
همزمان با اظهارات عراقچی، برخی مقامها و تحلیلگران سیاسی نیز دیدگاههایی را مطرح کردهاند. از جمله، مطرح شد که اگر مذاکره کنار گذاشته شود، باید «جایگزین عملی» آن مشخص شود. در این چارچوب، این پرسش مطرح گردید که آیا قرار است روند تنشآمیز ادامه پیدا کند یا مسیر جدیدی برای کاهش بحران و جلوگیری از تشدید تنش طراحی خواهد شد.
این نوع اظهارات در فضای سیاسی ایران معمولاً در پیوند با تجربههای گذشته مطرح میشود؛ جایی که طرف مقابل، گاهی به جای مسیر گفتوگو، با رفتارهای تنشزا یا اظهارات متناقض، هزینه سیاسی و امنیتی برای منطقه ایجاد میکند.
انتقاد از استانداردهای دوگانه و آثار آن بر امنیت منطقه
در همین گزارشها، به انتقاد عراقچی از «استانداردهای دوگانه غرب» نیز اشاره شده است. بر اساس روایت مطرحشده، عراقچی هنگام دیدار با همتای هلندی، بر این نکته تأکید کرده که رفتارهای نامتقارن و پیمانشکنیهای برخی طرفها باعث افزایش ناامنی در تنگه هرمز و خلیج فارس شده است.
این موضوع از منظر ژئوپلیتیک اهمیت ویژهای دارد؛ چرا که تنگه هرمز یکی از گلوگاههای حیاتی تجارت انرژی در جهان به شمار میآید و هر گونه تنش در آن میتواند پیامدهای فوری و گسترده اقتصادی و امنیتی داشته باشد. از نگاه سیاست خارجی ایران، استانداردهای دوگانه و اجرای گزینشی توافقها، ریسک بیثباتی را بالا میبرد و مسیر اعتمادسازی را دشوار میکند.
پیمانشکنی؛ عامل اصلی افزایش ریسک امنیتی
در نگاه ارائهشده، پیمانشکنی آمریکا و عدم پایبندی به تعهدات، پیام روشنی برای منطقه دارد: وقتی اعتماد پایدار شکل نگیرد، هر گفتوگو در کوتاهمدت هم میتواند شکننده شود و در بلندمدت، احتمال تشدید بحران افزایش مییابد.
جامعه حق دارد پاسخ بخواهد؛ فرصتهای از دست رفته چه شد؟
بخشی دیگر از واکنشها به این محور برمیگردد که جامعه «حق دارد حساب بخواهد». در همین راستا، سؤالهایی درباره فرصتهای از دسترفته مطرح شده است: اگر مسیرهایی برای تعامل و کاهش تنش فراهم شده یا میتوانسته فراهم شود، نتیجه عملی آن در نهایت چه بوده است؟
این نوع ادبیات در فضای سیاسی کشور، معمولاً ناظر به مطالبهگری افکار عمومی است؛ یعنی انتظار میرود که تصمیمهای راهبردی، نه فقط در سطح شعار، بلکه در سطح اقدام و نتیجه، پاسخگوی هزینهها باشد.
کمکهای ایرانیان خارج از کشور در جنگ؛ نمونهای از ظرفیت اجتماعی
از دیگر محورهای مطرحشده، اشاره به نقش ایرانیان خارج از کشور در دوران جنگ و حمایتهای مالی آنان است. در یکی از جملات، تأکید شده که «در جریان جنگ ایرانیان خارج از کشور میلیونها دلار کمک کردند». این یادآوری، هم به پشتوانه اجتماعی اشاره دارد و هم در مقام استدلال سیاسی قرار میگیرد؛ اینکه مردم ایران حتی در شرایط سخت نیز در حمایت از کشور نقشآفرین بودهاند.
عطریان فر: دیپلماسی میتواند تهدید را تبدیل به فرصت کند
در بخش پایانی، عطریان فر نیز دیدگاهی را مطرح کرده که بر نقش دیپلماسی در مدیریت تهدیدها تأکید دارد. او گفته است: با به کارگیری به موقع دیپلماسی میتوان تهدید را به فرصت تبدیل کرد. همچنین تأکید شده که «بازدارندگی» فقط به توان نظامی محدود نمیشود و ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک نیز باید در کنار توان دفاعی برای ایجاد بازدارندگی واقعی به کار گرفته شوند.
این نگاه، در واقع به یک الگوی ترکیبی برمیگردد: یعنی اگرچه توان بازدارندگی نظامی اهمیت دارد، اما در سطح سیاست خارجی، گفتوگو، رایزنی، ایجاد ائتلافهای منطقهای و مدیریت بحران نیز میتواند مانع از تبدیل تهدیدها به درگیری شود.
جمعبندی: محور صلح، کنار آمادگی برای دفاع
در نهایت، پیام مشترک بخشهای مختلف این گزارشها را میتوان در یک جمعبندی خلاصه کرد: عراقچی و تیم سیاست خارجی ایران از مسیر دیپلماسی و فراهمکردن زمینههای صلح حمایت میکنند، اما در عین حال، در برابر هرگونه تجاوز یا تشدید تنش نیز پاسخ روشن و بازدارنده خواهند داشت. در این میان، پرسشهای سیاسی درباره جایگزین مذاکره، استانداردهای دوگانه غرب و آثار آن بر امنیت منطقه، همچنان در کانون توجه افکار عمومی و رسانهها قرار دارد.
**ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید**